عطا بهرامي:
شناسايي قتل عام ارامنه توسط ترکيه(عثماني) توسط امريکا و سوئد و پيوستن ساير کشورهاي اروپايي به معني موضوع هماهنگ اروپا و امريکا براي پيشبرد طرح هاي امريکا براي تجزيه خاورميانه است که لابي اسرئيل را در کنار خود دارد.
پس از آنکه رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه در اجلاس جهاني دو دوره پيش داووس، رئيس رژيم صهيونيستي را به خاطر کشتار کودکان غزه به باد انتقاد گرفت اقدامات زيادي از طرف ايالات متحده و اسرائيل عليه اين کشور سازماندهي شده است. اين اقدامات با ورود يکي از کشورهاي عضو اتحاديه اروپا وارد دور جديدي شده است که نشان از عزم امريکا براي پيشبرد طرح هايي در خاورميانه دارد که منافع ملي ترکيه را به طور جدي هدف قرار داده است.
پارلمان سوئد عصر پنجشنبه يک طرح پيشنهادي را که در آن وقايع سال 1915 ميلادي در دوران عثماني به عنوان نسل کشي ارامنه توصيف شده است، تصويب کرد. عبدالله گل رييس جمهوري ترکيه در واکنشي فوري به اين مصوبه آن را بي احترامي به تاريخ ارزيابي کرد و گفت: اين مصوبه بي اعتبار است و نبايد به آن اعتنا کرد. دقايقي پس از اعلام اين خبر، نخست وزيري ترکيه نيز در بيانيه اي با محکوم کردن اين اقدام پارلمان سوئد اعلام کرد که سفير ترکيه در سوئد براي برخي مشورت ها به آنکارا فرا خوانده شده است.
پنجشنبه گذشته نيز کميته خارجي مجلس نمايندگان امريکا طرح مشابهي را به تصويب رساند؛ در اعتراض به مصوبه مزبور سفير ترکيه در واشنگتن به کشورش بازگشت. در واقع سوئد دومين کشوري است که از عنوان نسل کشي ارامنه استفاده مي کند. انتخاب سوئد نيز قابل اعتنا است. اين کشور در حوزه سياست خارجي از انگليس در اتحاديه اروپا و از امريکا در مبادلات جهان تبعيت محض دارد و به روشني مي توان اثبات کرد که اين مصوبه، دستوري از طرف ايالات متحده بوده است.
بررسي اين مصوبات از جهات زيادي قابل تامل است. بحث بر سر اين نيست که آيا نسل کشي ارامنه واقعي است يا خير، بلکه مهم اين است که رويه حقوقي در اين باره لحاظ نشده است. در جنگ جهاني دوم بلافاصله پس از جنگ در دادگاه هايي سران آلمان و ژاپن محاکمه شدند و اقدامات اين دو کشور در جنگ جنايت جنگي تشخيص داده شد. اما در مورد ترکيه نزديک به نود سال از حادثه مورد ادعا گذشته است. طرح موضوع پس از سال ها که در آن دوره روابط دوستانه اي بين امريکا و ترکيه وجود داشته منطقي نيست و حقوق عرفي نيز چنين چيزي را به رسميت نمي شناسد. در مورد موضوعي که نود سال از وقوع آن گذشته و ادعايي صورت نگرفته نمي توان مدعي شد. سکوت امريکا و اروپا به معني تاييد وضع روي داده است.
واکنش ترکيه در برابر طرح هاي امريکا براي تجزيه منطقه باعث شده است تا ايالات متحده و متحدان اروپايي اش فشارها بر اين کشور را افزايش دهند. در اين ميان کشورهاي وابسته به امريکا در حوزه سياست خارجي نامزد ايفاي اين نقش مي باشند. بدون شک کشورهاي ديگري در اروپا نيز به امريکا و سوئد خواهند پيوست و باعث افزايش فشارها بر ترکيه مي شوند و اين به معني افزايش و تعميق تنش بين ترکيه و غرب خواهد بود.
البته در بين کشورهاي اروپايي اتفاق نظر کامل نيست و آلمان به عنوان قويترين کشور اروپايي بعيد است به اين روند ملحق شود زيرا در بلندمدت منافع متفاوتي دارد و اين کشور در دوران آنگلا مرکل نشان داده است که مايل نيست هزينه سياسي زيادي را بپردازد و ترجيح مي دهد در سايه حرکت کند.
پيچيدگي ماجرا به اين باز مي گردد که استفاده از عنوان نسل کشي ارامنه و کردهاي ترکيه ابزارهايي سياسي ناکتيکي براي اعمال فشار بر ترکيه نيستند که با يک بده بستان ساده سياسي حل و فصل شوند، بلکه ابزارهايي براي تجزيه ترکيه هستند که از آنها عدول نخواهد شد. با درک اين واقعيت مهم، ترکيه سياست خارجي خود را جداي از غرب تعريف کرده است.
پيام ديگر شناسايي قتل عام ارامنه از سوي کشورهاي غربي پايان رسمي پيوستن ترکيه به اتحاديه اروپا است. اگرچه از اول نيز چنين احتمالي(پيوستن ترکيه به اروپا) صفر بود اما اميدواري آن نزد بخش هايي از مردم ترکيه و کارشناسان وجود داشت که با رخدادهاي اخير آن را نيز بايد منتفي دانست؛ اروپا به سياست رياکارانه خود در قبال ترکيه پايان داده و سياست واقعي خود را عيان ساخته است.
ايالات متحده و کشورهاي غربي با توسل به شناسايي قتل ارامنه توسط ترکيه(دوره عثماني) رويه ايجاد فشار عليه اين کشور را آغاز کرده و در آينده آن را تشديد خواهند کرد. در واقع اروپا و امريکا به مانند دو لبه قيچي قصد دارند ترکيه را به دو نيم کرده و در اين راه رژيم اسرائيل را يار و ياور خود مي بينند. شايد بهتر باشد اينگونه سخن گفت که اسرائيل لابي اصلي تجزيه ترکيه به هر قيمت ممکن است.
لابي اسرائيل در اروپا ساير کشورهاي اين قاره را نيز ترغيب خواهد کرد به اين روند پيوسته و از حربه شناسايي قتل عام ارامنه استفاده کنند. ترکيه از راهي که آغاز کرده و از آن گريزي نداشت باز نمي گردد و غرب نيز از طرح هاي خود براي خاورميانه چشم پوشي نمي کند، در آينده تنش بين طرفين شدت خواهد يافت.