در ذیل بر بعضی نکاتی که این اعلامیه بر مردم افغانستان توهین روا داشته و یا به دور از واقعیت میباشد؛ اشاره میگردد تا واضح شود که سیاستمداران برای قدرت دو روزه شان چی جفا های در حق مردم روا نمیدارند. چنین اعلامیه های فریببنده و دلخوش کن فقط احساسات مردم را جریحه خواهد کرد و بر بدگمانی ها میدان خواهد داد.
چوبی که ما را پاکستان زده تا هنوز درد ناک و آبله دارد است ولو کسی حتی رئیس جمهور بنابر مصلحت های خودش روی آنهمه جنایات و ظلم پاکستان خاک بی اندازد و با ژست های سیاسی آنرا فراموش شده بخواند. انتخاب دوست و دشمن ؛ عفو و سازش صرف حق انحصاری مردم به ویژه قربانیان آن است.
* با تاکید بر روابط پایدار و دوستی میان مردمان و حکومت های جمهوری اسلامی پاکستان و افغانستان،
( آیا مردم افغانستا واقعا و قلبا به این روابط و دوستی باور دارند؟ آیا حدود و ثغور دوستی و روابط ملت ها را دولت های حاکم و استفاده جو تعیین میکنند یا صداقت و احترام متقابل و پیشینه های تاریخی؟!
* با در نظرداشت روابط و مشترکات تاریخی، فرهنگی و مدنی و جغرافیای مشترک که نماینگر سرنوشت مشترک دو ملت می باشد،
مردم ما و پاکستان فقط از زمانی که میله های انتقام گیری طالبان متوجه اسلام اباد شده و هر روز به تعداد حملات انتحاری درست همچنان که برای کشتار مردم و تخریب کشور ما تنظیم و تدبیر شده بود؛ سرنوشت مشترک پیدا کرده اند. چرا در زمانی که افغانستان و کابل در شعله های جنگ طراحی شده در اسلام اباد میسوخت و یا افغانها زیر شلاق ستم طالبان زوزه میکشیدند؛ از این اشتراکات در تمام ابعاد آن خبری نبود؟ بلی سرنوشت دولت ها و رهبران همیشه گره خورده و مشترک میباشند. این دو دولت در این شرایط بطور قطع سرنوشت مشترک دارند.
* با تاکید بر تحکیم روابط میان افغانستان و پاکستان برای تامین صلح، امنیت و انکشاف منطقه،
بدون شک؛ زمانی که این جمله را مینوشتند؛ عرق از پیشانی نویسنده فرو می ریخت. صلح؛ امنیت و انکشاف سه موردی بوده که استقرار و تحکیم آنرا پاکستان به منفعت و مصلحت خود نمیدیده است. بنا این سه بیچاره که رئیس جمهمور کرزی آنرا از پاکستان میخواهد؛ نخستین قربانیان سیاست ها مداخله گرایانه و متجاوزانه پاکستان طی سه دهه بوده است. هنوز صدای که میگفت کابل باید بسوزد؛ در اطراف قصر نشینان راولپندی طنین انداز است.
* با رعایت مندرجات اعلامیه کابل در مورد روابط نیک و حسن همجواری مورخ 22 دسمبر، 2002
حسن همجواری از نظر اسلام آباد؛ تسلیمی بدون قید و شرط کابل در برابر خواسته های تجاوزکارانه و عظمت طلبانه آنها بوده است. اعلامیه کابل ؛ جنگ طالبان وابسته به پاکستان را به شهر کابل کشانید تا آنجا که حتی رئیس جمهور شانس آورد تا در یک روز تاریخی از اصابت مرمی دوستانه بی بهره ماند.
* با درک فرصت های موجوده برای استفاده از منابع طبعی و بشری به هدف توسعه و سعادت و رفاه مردمان دو کشور،
اسلام آباد همیشه خواسته از منابع طبیعی درد سرساز و اسارت نیروی بشری ما فقط به هدف توسعه و سعادت مردم سیر ناپذیر خود استفاده کند. اگر رئیس جمهور افغانستان میخواهد از این ودیعه الهی هم بهره مند شوند و سهمی برای سعادت و توسعه مردم خود ببرند؛ بهتر است بجای سوال کردن از حریف و بدخواه همیشگی ما ؛ غرور ملی مردم را برگردانند و آنها را از اسارت دشمنان قسم خورده شان از طریق بسیج ظرفیت های ملی و برگرداندن اعتماد دزدیده شده شان برهانند.
هموطنان عزیز! شما خود قضاوت کنید و هشیار باشید که بخش دوم این سناریو قتل و کشتار در راه است.