در حالیکه تشت رسوای آلمان از بام سیاستهای منفعل، زمان کش و مشکوک آن بعد از افتضاح اخیر در مورد فعالیتهای غیر قانونی یک شرکت بزرگ این کشور در افغانستان پائین افتید، برلین در صدد تعیین نماینده ویژه در امور افغانستان میباشد.
قرار است ميشاييل اشتاينر، مشاور سياست خارجي گرهارد شروایدر، صدر اعظم سابق آلمان، به عنوان فرستاده ويژه دولت آلمان در افغانستان مشغول به كار شود. اشتاينر در حال حاضر سفير آلمان در ایتالیا است.
يكي از شركتهاي آلماني حاضر در افغانستان كه از سوي ناتو و براي كمك به ناتو مشغول فعاليت در افغانستان است در اقدامات غير قانوني و احتمالا تجارت مواد مخدر دست دارد. در همین جنرال اگون رامس، يكي از جنرالهاي آلماني در اين ارتباط گفته است: اين خطر وجود دارد كه احتمالا از سوي اين شركت مواد مخدر قاچاق شده باشد و يا حتي اقدامات غیر قانونی شدید تری نیز صورت گرفته باشد. اين شركت كه Ecolog AG نام دارد، موسسه يي دوسلدورفي است كه از سال 2003 براي كمك به ناتو در افغانستان فعاليت داشته است.
با توجه به این رسوای و افتضاح بزرگتر ازین که در جریان حمله هوایی قندز بیش از 100 غیر نظامی جان باختند و دستور دهنده فقط این حمله را ناشی از عجله خوانده است، دولت آلمان بجای نماینده ویژه، باید جوابهای ویژه و قابل قبول بعد از تحقیقات ویژه برای مردم افغانستان داشته باشد.
زیرا از آنزمان که سر و کله نماینده گان ویژه از سازمان ملل گرفته، امریکا و تا برسیم به آلمان در خانه افغانها آفتابی شد، جز شر، گسترش سیاست بازی های خام و چند دسته گی در امور کشوری؛ چیزی دیگری ارمغان نداشت. ظاهراً خانم مرکل بعد از گذشته نه سال از حضور غیر موثر و حتی زیانبار نیروهای آلمانی تازه فهمیده است که میشود از آب گل آلود افغانستان ماهی بیشتر گرفت، آنهم چه بهتر که در سایه آرام درختان شمال و هوایی طبیعی آن، عساکر آلمانی مصروف شکار و گردش میباشد.
ظاهراً همه این القا میکنند که تعیین نماینده ویژه برای بهبود کار و به نفع افغانستان میباشد؛ اما واقعیت اینست که بعداز کاهش مهره های آلمانی در حکومت فعلی کابل، برلین حساس میکند که برای تامین منافعش ابزار کافی در دست ندارد و از سوی دیگر فشارهای روزافزون برای اعزام نیروی بیشتر آنهم به جنوب جائیکه شنیدن نام آن لرزه بر اندام آلمان می اندازد، خانم مرکل را واداشته ا تا از وجود دیپلومات "کارکشته ی" مانند اشتاينر سود ببرد.
ولی قبل از هر اقدامی، آلمانها باید جواب روشن و قانع کننده برای چهار موضوع کلیدی برای مردم افغانستان بدهند.
1. چرا پولیس افغانستان بعد از سال 2003 به حال خودش را رها شد، در حالیکه رهبری آموزش آن بر عهده یی این کشور گذاشته شده بود؛ چه ضدوبندها، کم کاریها و سیاستهای برلین را وادار کرده بود، تا بخش برزگی از نیروهای امنیتی افغانستان را با وجود تلفات سنگین در مبارزه با تروریزم، عقیم نگهدارد؟!!
2. باوجود امنیت کافی در مناطق تحت پوشش امنیتی آلمان، چرا بازسازی چشمگیر، زیربنایی و اساسی در نه سال گذشته صورت نگرفته است، مقصر اصلی اگر برلین نیست، پس کی میباشد؟ و خسارات ناشی از این غفلت بزرگ را چه کسی باید به مردم مستحق هر نوع مرحمت بپردازد؟!!
3. چرا تا هنوز عاملان کشتار بیرحمانه یی غیرنظامیان در کنذز محاکمه نگردیده و دولت آلمان چرا تلاش میکند؛ این قضیه را زیر خاک با شگردهای مختلف دفن کند؟
4. دولت آلمان باید توضیحات روشن و شفاف در ارتباط با فعالیتهای غیرقانونی شرکت Ecolog AG ارایه دهد؛ تاجائیکه تجربه نشان میدهد و منطق نیز بر آن حکم میکند، این شرکت به تنهایی و بدون تبانی با رده های بالا در وزرات دفاع آلمان و حتی تعدادی از سیاست مدارن، دست به قاچاق مواد مخدر از افغانستان بزند؛ دست چه کسانی در عقب این ماجرا قرار دارد؟ !!باید رو شود.
در این مقطع که برای همکاریهای بیشتر و بهتر جهت پیروزی در افغانستان به عنوان موضوع حیاتی هم برای جامعه جهانی و هم برای شهروندان افغان نیاز است، برلین نباید دست به سیاستها مشکوک و غیر ضروری بزند. همانطوری که در گذشته تاکید شده بود، آلمانها در افغانستان تنها سه انتخاب و یا گزینه دارند.
1. عساکر آلمانی از شمال به جنوب جابجا گردیده و در نبردهای داغ میدانهای مبارزه با تروریزم سهیم شوند؛ زیرا با اندکی توجه و تجهیز، نیروهای افغان بدون هیچ شکی میتواند امنیت مناطق شمالی را تامین کنند.
2. برای آموزش پولیس سرمایه گذاری بیشتر، موثر و همه جانبه در همه یی مناطق کشور کند. این سرمایه گذاری باید شفاف و بازدهی آن کاملاً ملموس باشد.
3. گزینه سوم که شاید خیلی هم برای آلمانها خوشایند باشد، خروج از افغانستان میباشد. در این صورت هم آلمان متحمل هزینه یی نخواهد شد و هم افغانها منت گذار این کشور برای انجام هیچ چیزی نخواهد بود.