"انسان ها دارای دو گونه هدایت هستند: هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی، و... قرآن می خواهد بگوید که تا کسی چراغ هدایت فطری روشن نباشد هدایت اکتسابی برای او فایده ندارد. این در واقع همان مطلب است که انسان انسانیت فطری خودش را حفظ نکرده باشد. ] تعلیمات انبیاء برای اشخاص مسخ شده و انسانیت را از دست داده مفید نیست. و تجربه و واقعیت نیز همین را نشان میدهد[ (12)
بنام خــــــــــــــدا
آنچه که میخواهم در این مقاله عنوان کنم فرایندی است که بالای کشوری عزیزمان سایه افگنده؛ و دارد کم کم ترویج میشود. و این یکی از مسئولیت های دینی و اسلامی ما است تا در برابر این گونه عوامل بیرونی آگاه و حساس باشیم. دشمنانان مردم افغانستان هر چند سعی میکند ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی چون بد پوشی و تغییر رفتار جوانان و ناجوانان را تابو شکنی در حوزه اخلاق و دین گریزی در حوزه عقیده و ارزشهای دینی معرفی کنند، و آن رامحصول شکاف و گست نسل ها در جامعه افغانستان به عنوان یک بحران ایدولوژیکی جلوه دهند. و دین ستیزی و گریز از هنجار های عقیدتی، و ارزشی خصوصاً میان نسل جوان را فضای غالب در جامعه افغانستان نشان دهند. و به منظور تحت تاثیر قراردادن جوانان و استحاله فرهنگی در عرصه های ارتباطات و به کار گیری حد اکثر ظرفیت های تکنالوژیکی جدید رسانه ای و امواج چون ماهواره و انترنیت و ده ها موضوع دیگر...... و انتشار مدل های فرهنگی از نوع غربی چون اباحه گری و .... فرو گذاری نیستند. و هر روز میبینیم بر تبلیغات گسترده و همه جانبه فراگیری رسانه های تصویری و صوتی و غیره .... و با استفاده از تکنالوژی مدرن می آفزاید. اما واقعیت امر این است که با تامئل به عمق لایه های درون جامعه بسیاری از ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی چون پدیده بدپوشی و غیره ... میان نسل جوان ما از زاویه تابوشکنی در حوزه اخلاق و نه رویکرد دین گریزی در حوزه عقیده است بلکه با توجه به ویژه گیها و زمینه های تربیتی، عاطفی و احساسی نسل جوان ما می بایسئت از منظر سورفتار دینی مورد مداقه و کار شناسی قرار گیرد.
"بی دینی" در شرایط است که یک یا چند محور اصلی دین حذف شده و کم ارزش میگردد: فرد منکر آنها شده و اظهار تنفر میکند و توهین به ارزشهای دینی میکند و موضوعات غیر دینی را به آنها ترجیع میدهد.
"سورفتاری دینی" فرد در عقیده و ارا و ارزشهای خوداو است و در رفتار و عمل به دلایل گوناگون دچار ضعف می شود.
تفکیک هر یک از موارد فوق در حوزه جامعه شناختی دینی بسیار حائز اهمیت میباشد اهمیت دینی داری و تربیت دینی در جامعه اسلامی برکس پوشیده نیست، تربیت دینی به معنای دیگر متخلق شدن به اخلاق الهی است که هدف بعثت تمام پیامبران میباشد و در نظام اسلامی متعالی ترین هدف عنوان میشود.
پیامبر بزرگ اسلام (ص) نیز هدف اصلی رسالت خود را به کمال رساندن خلق های کریم و منشهای بزرگوارانه معرفی کرده است: بعثت لاتممه مکارم الاخلاق (1)
بدون شک، اخلاق نیک و زدودن زشتی ها و آراستگی به خوبی ها یکی از عوامل مهم بهره مندی از سعادت دینوی و اخروی است.
از نظر قرآن کریم انسان یک تکون و خلقت جسمی دارد، و یک انشاء خلقی که این انشاء خلق دوم شخصیت و انسانیت را شکل میدهد، آنچه که متعلق به تعلیم و تربیت است همان انشاء خلق دیگر است "ثم انشاناه خلقا اخر" در انسان یعنی استعداد های بالقوای نهفته است که بر اثر تعلیم و تربیت دین استعداد ها شگوفا میشود و از انسان خلیفه الله در روی زمین میسازد. از نظر اسلام تعلیم و تربیت بنیش و تفکر میدهد که انسان با آن دست به انتخاب بهترین ها میزند. قرآن کریم نیز صراحتاً تعلیم و تربیت را یکی از اهداف اساسی بر انگختن پیامبر اسلام (ص) دانسته میفرماید: "هوالذی بعثت فی الامبین رسولا منهم یتلو عیلهمه آیاته و یزکهمه و یعلمهم الکتاب و الحکمه" (2) او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برگزید که آیاتش را به آنان میخواند و آنان را تزکیه میکند و به آنان کتاب "قرآن" و حکمت می آموزد و مسلماً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. و نگاهی به میراث علمی عالمان برجسته در طول تاریخ اسلام نشان میدهد که موضوع تربیت و اخلاق به طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است. آنچه که حائز اهمیت است این است که تعلیم و تربیت دینی باید بر سه حوزه شناختی، عاطفی، رفتاری، اثر بگذارد و در صورت عدم تحقق این فرایند، جامعه دچار مشکلات جدی فرهنگی و اجتماعی میگردد، تربیت دینی و آسیب شناسی آن، موضوع پیجیده است که هر گونه تجویزی برای آن نیاز به یک جامع اندیشی، ژرف نگیری و دین اندیشی با احاطه به مبادی معرفت شناسی در حوزه های مخلتف علوم انسانی و تکنالوژی تحصیلی و رسانه ای دارد.
وارد شدن به موضوع "آسیب شناسی تربیت دینی" بدون تمایز گذاری میان رویکرد های مختلف روش شناختی و قرائت های گوناگون دین شناختی در تربیت دینی امکان پذیر نیست. بنابر این قبل از هر چیز باید بین دین"خود بنیاد فطری" و دین"دیگر بنیاد عاریه ای" تمایز اساسی قائل شد تا بتوان به سازه و انگاره ها پنهان آسیب شناسی در تربیت دینی پی برد. پس از تبین درست روش شناختی و قرائت صحیح دین شناختی در تربیت دینی میتوان گفت که بهبود نظام تعلیم و تربیت به ویژه تحقق تربیت دینی در نسل جوان امروز و فردا جز از طریق رویکرد سیستمی به شبکه گسترده نظام فرهنگی و تحصیلی، آسیب شناسی وضع موجود و شرایط مساعد اجتماعی امکان پذیر نیست و به عبارت دیگر غفلت از همبستگی علی بین عوامل و موءلفه های تربیت دینی در نظام فرهنگی و تحصیلی شاید از شایع ترین خطا های تربیت دینی شمرده شود باید در تجربه تبلیغ و تربیت دینی بخوبی باز خوانی و باز نمایی کرد، اینکه "چرا" و "چگونه" بین "درون داد" و "برون داد" بین آنچه در مقام تبلیغ و ترویج دین و تربیت دین "قصد" میشود و آنچه که در مقام عمل و رفتار بخش از نسل جوان و نوجوانان "کسب" شده است؛ ناهمگونی و بلکه در پاره از موارد "وارنگی" رخ داده است؟ آنجا که تربیت دینی از رهیافت طبیعی، فطری و خود انگخته آن به سوی رهیافت های اکتسابی بیرون، سوق داده شده است "آسیب زایی تربیت دینی" بیش از هر زمان رخ نمایی کرده است. اما آنچه که فعلاً احساس میشود نسل جوان ما در یک سردرگمی شخصیت دینی، و هویتی به سر میبرد" برای نمونه "حجاب از ارزنده ترین نمود های فرهنگی، هویتی و اجتماعی در تمدن اسلامی است که این فکتور اساسی جزی از ارزش ها و اعتبار دینی ما است اگر در فرهنگ اسلامی در اوج تعالی و منتهای ارزش واعتبار خود می رسد .
حجاب وعفاف پدیده مذهبی ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی می باشد وتوجه به زمینه های فرهنگی ،اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم می نمایند و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزش های بنیادین و مداوم در خانواده،مکاتب ، دانشگاه و اجتماع است.
بدیهی است که در کنار شرایط مساعد اجتماعی، فرهنگی برای ارزش عنوان کردن و الگو پذیری این فرهنگ، نیازمند درونی و نهادینه شدن آن در وجود افراد میباشند. بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهاد ها و دستگاه ها به صورت مستمر و هدفمند میباشد.
(3)
هر جامعه ای ارزشها، هنجارها، آداب و رسوم بطور کلی فرهنگ خود را از طریق فرایند اجتماعی شدن به نسل و نسل های بعدی منتقل میکند.
"هدایت فرد در زمینه اجتماعی و فراهم ساختن موجبات رشد اجتماعی ایجاب میکند که معلمین پدر و مادر آگاه به طور کلی مراکز تربیتی، و تحصیلی جامعه، افراد را به میراث های فرهنگی جامعه آشنا سازند و از طریق شرکت دادن افراد در گروه های کوچک و بزرگ اجتماعی، برای ایجاد علاقه به حیات جمعی، لذت بردن از زندگی جمعی و ایجاد مهارت های زندگی به افراد کمک کنند.
فرایند اجتماعی عبارت از تاثر متقابل افراد و گروه های اجتماعی بر یکدیگر، بطوری که هر فرد یا گروه، محرک فرد یا گروه دیگر شود و در نتیجه، رفتار افراد بصورت رضایت آمیز تغییر کند و حیات جمعی بطور معقول ادامه یابد. (4)
جامعه شناسان و روانشناسان در باره دین معتقد اند که وقتی پیام دینی به افراد عرضه شد مورد پذیریش قرار گرفت با اهداف و منافع و عقاید پیشین، تربیت خانوادگی و محلی و ملی ترکیب میشود و خصوصیت ویژه ای پیدا میکند، نتایج ناخواسته ای را به وجود میاورد که مورد انتظار نیست. به این جریان پیامد های دین داری گفته میشود، حال ممکن است این پیامد مثبت باشد که با آن کارکرد ها و تاثیرات روشن و مثبت دینی می گویند و ممکن است پیامد های منفی به همراه داشته باشد که به آن کارکرد های منفی یا آسیب های دین داری می گویند. بنابر این آسیب دینی یعنی بروز و ظهور رفتار های که مورد انتظار دین نیست و حتی به اصل دین لطمه می زند اما از سوی بعضی دین داران انجام میشود. حال این سوال مطرح می گردد که چرا دین داران دچار آسیب های رفتاری دینی می گردند؟ در پاسخ به این سوال نظرات متعدد ارائه شده است که تنها به نظریه روانی دین اشاره می گردد: توجه کنید دیدگاه روانی دین معتقد است که انسان ها از نظر ویژه گی های فردی و روانی تفاوت های اساسی دارند هر فردی انسانی خصوصیات خاص خود را دارد. آموزش هر مسلهء برای انسان باید با توجه به ویژه گی های روانی افراد باشد.
اگر این مسله رعایت نشود امر آموزش و تربیت آسیب زا می گردد. داستان موسی و شبان در مثنوی مولوی ما را از سیرت اخلاقی و اجتماعی یعنی رعایت فهم و استعداد مخاطب آگاه میکند. در بیان توجیه الهی و خدا شناسی داستان خلاصه، اشعار از مثنوی مولوی را در این باب یادآور میشوم
دید موسی یک شبان را به راه کو همی گفت ای کرم و ای الله
تو کجائی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
گر بدانم خانه ات را من مدام روغن شیرت بیارم صبح و شام
ای خدای تو همه بز های من ای به یاد تو هی هی و هیهای من
گفت موسی با کی استی ای فلان گفت با آنکس که ما را آفرید
گفت موسی های خیره سر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
شیر او نوشد که در نشو و نماست چارق او پوشد که او محتاج پاست
گفت ای موسی دهانم دوختی و ز پیشمانی تو جانم سوختی
وحی آمد سوی موسی ای خدا بنده ما را زی ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی
ما درون را بنگریم وصال را نی برون را بنگریم وقال را
چون اگر موسی این عتاب از حق شنید عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید هیچ آدابی و دستوری مجوئی
هرچه می خواهد دل تنگ بگوی (6)
بنابر این یکی از مسائل مهم و اساسی جامعه امروز ما چگونگی ارایه مفاهیم و محتوا و ارزشهای مذهبی و دینی و نحوه تفهیم آنها به جوانان و نسل امروز و در غایت اثر بخشی و تاثیرات پیام میباشد. در این جا چند موضوع مورد بحث است
* فطرت انسان و رابطه او با دین:
قرآن کریم می فرماید: فاقم وجهک للدین حنفهاً فطرت الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیمه ولکن اکثرالناس لا یعلمون (7)
پس روی خود را متوجه آئین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آئین استوار؛ ولی بیشتر مردم نمی دانند.
علی (ع) در روایتی خطاب به پیشگاه الهی عرضه میدارد: (اللهم خلقت القلوب علی ارادتک و فطرت القعول علی معرفتک (8)
خدایا تو قلب ها را با ارادت و محبت خود و عقل ها را با معرفت خود سرشته ای. و در دعا عرفه امام حسین (ع) آمده است! چگونه از چیزی که در وجودش به تو نیازمند است به تو استدلال می توان کرد؟ آیا برای غیر تو ظهور است که برای تو نیست تا آشکار کننده تو باشد؟ تو کی غایب بوده ای تا دلیل و رهنما نیاز داشته باشد و بر تو دلالت کند و کی دور بوده ای تا آثار و نشانه های ما را به تو برساند؟ کور باد دیده که تو را با نشانه ها حاضر نبیند و قرین زیان باد معاملته بنده ای که برای او، بهری از دوستی ات را قرار ندادیم (9)
در قرآن لغت "فطرت" در مورد انسان و رابطه او با دین آمده است! " فطره الله التی فطرالناس علیها" یعنی آنگونه خاص آفریده شده است. این کلمه که امروز می گویند " ویژگی های انسان"، اگر ما برای انسان یک سلسله ویژگی ها در اصل خلقت قایل باشیم، مفهم فطرت را میدهد. " فطرت انسان یعنی ویژگی های در اصل خلقت و آفرینش انسان" (10)
بدون شک تعلیمات اسلامی بر اساس قبول یک سلسله فطریات است؛ یعنی همه آن چیز هایکه امروز مسائل انسانی و مارواء حیوانی نامیده میشوند و اسم های آنها را "ارزشهای انسانی" میگذاریم. ، از نظر معارف اسلامی ریشه در نهاد و سرشت انسان دارند؛ که اصالت انسان و انسانیت واقعی انسان در گرو قبول فطریات است. این حرف بی جا خواهد بود که ما برای انسان فطریات قایل نشویم یعنی ریشه ای در نهاد انسان برای آنها قائل نشویم و دم از "اومانیزم" و اصالت انسان بزنیم. (11)
* هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی:
"انسان ها دارای دو گونه هدایت هستند: هدایت فطری و هدایت به اصطلاح اکتسابی، و... قرآن می خواهد بگوید که تا کسی چراغ هدایت فطری روشن نباشد هدایت اکتسابی برای او فایده ندارد. این در واقع همان مطلب است که انسان انسانیت فطری خودش را حفظ نکرده باشد. ] تعلیمات انبیاء برای اشخاص مسخ شده و انسانیت را از دست داده مفید نیست. و تجربه و واقعیت نیز همین را نشان میدهد[ (12)
کارشناسان تعلیم و تربیت معتقد اند که میزان اعتقاد به دین و ثبات و قوام آن در بزرگ سالی به میزان کارآمدی آموزش های دینی در دوران کودکی بستگی دارد. توجه به افزایش آسیب پذیری دینی و مذهبی در میان نسل جوان ما در جامعه افغانستان، اهمیت توجه به محتوای آموزش های مذهبی را پیش از پیش روشن می نماید. از آنجائیکه حس دین اساساً در طبعیت و فطرت اطفال به ودیعه نهاده شده است تنها زمینه سازی روانی – عاطفی لازم است تا خود فرد بدون القاء و اجبار بیرونی به کشف و شگوفایی آن دست یابد و آموزش هایی و تعالیم مذهبی دینی نیز باید در جهت یاری کردن اطفال برای چگونگی کشف از طریق خویش باشد تا اینکه بطور آماده و از بیرون در اختیار وی قرار گیرد، و در غیر این صورت مطمنآ در پرورش حسی مذهبی و دینی او اختلال ایجاد شده، و با ارائه مطالب و مواد صوری دینی انگیزه ای درونی کنجکاوی ذاتی، عشق وجودی و نیاز فطری وی کاهش میابد. در این جا می توان طرح جهت دار بودن فرایند هایی دینی را میتوان چنین ترسیم کرد:
فرد با فطرت الهی ، فرایند هایی پویایی تربیت ، دینی به سوی خدا ، خدا در فطرت انسانها کنش هایی آزادانه، آگاهانه و آفریندگی مجتمع های فرهنگی، آموزش و پرورش آزادی، عقلانی آگاهی و آفریندگی مطلق.
در اینجا برای تقریب ذهن خوانندگان در فهم شفاف از تفاوت "دین یابی" و "دین دهی" میتوان از تمثیل "چاه" و "حوض" بهره گرفت. چاه از درون میجوشد و تولید کنندی آب است، اما حوض از بیرون آب را دریافت میکند. چشمه جوشان دین جوی و دین یابی در فطرت آدمی به ودیعه نهاده شده است، حال آنکه عدی به تعبیر مولوی وابسته و "آب ناودانی" هستند که از بیرون به آنها میرزند! در دین یابی "حسی دینی"، "پرورش" میبابد و در دین دهی معلومات محفوظات دینی "گسترش" می یابد. ، در فرایند تربیت دینی معطوف به رهیافت "دین یابی" شوق و خوف درونی جایگزین تشویق و تنبیه بیرونی میشود و دین "کنش لذت بخش" خود را در همه ابعاد زندگی توسعه میدهد. اما در تربیت دینی معطوف به "دین دهی" کنش های آدمی در اخلاق و رفتار ها بی ریشه و آسیب زا میشود. (13)
اگر نیاز هایی بنیادی فطری انسان درست تربیت نشود و تنها قواعد باز دارنده، تحقیر، سرزنیش و تهدید آن را محدود سازیم، فرد را دچار بیماری ساخته ایم.
فرد متدین پرورده میشود که در تربیت دینی و سیر و سلوک به سوی خدا بر آزادی، آگاهی و آفرینندگی او تکیه کرده باشیم. از آنجائیکه یکی از نیاز های اساسی انسان میل به زیبایی و جمال دوستی است در تربیت دینی نیز میتوان کمال استفاده مطلوب را از این گرایش ذاتی نمود. اگر نظام تعلیمی بتواند پیام خود را به شکل زیبا و هنرمندانه به مخاطب خود منتقل سازد توانسته است پلی میان طبعیت بشری "میل به زیبایی" و تربیت بزند. توجه قرآن و مسلهء جهان و زیبایی و نیز اهتمام تدوین به آن اهتمام پیش از پیش به این مسله را در تربیت نسل جوان و سرگردان ما ضروری می نمایند.
می توان گفت کلید تربیت اسلامی عشق است که با جاذبه هایی زیبایی و معنوعیت میتوان قلب های آدمی را مهیای کمال و رشد کند اگر تربیت دینی بر اساس عشق و زیبایی باشد انتظار دریافت پاداش و ترس از مجازات، در آن معنا نخواهد داش، و اعمال و رفتار دینی بر اساس عشق و علاقه قلبی، و شهودی انجام خواهند گرفت. هدف از تربیت دینی پرورش شعور و شوق فطری افراد نسبت به جلال و جمال الهی ایست. در کل هدف عشق ورزی به دین است نه انتقال دین. نقش خانواده، مکتب و پیام آوران دینی نیز تنها انتقال و انباشت اطلاعات دینی در ذهن مخاطبین خصوصاً جوانان خود بتواند به فهم عمیق دین نایل شوند و آنان تنها نقش رهنما را دارند. اگر شیوه تربیت دینی الهام گرفته از شیوه های پیامبرانه و خصوصاً پیامبر بزرگ اسلام باشد احساس و رغبت دینی در افراد پرورش خواهد یافت.
تربیت دینی امر درونی، شهودی و اشراقی است و از طریق زمینه سازی و مکاشفه حاصل میشود. پس دین یابی، یک فرایند درونی، فاعلی و شخصی است حال آنکه "دین دهی" یک امر بیرونی و اقتباسی است به نظر میرسد منشه تربیت دینی فرایند خود انگخته دارد، و ایمان راستین را نمیتوان به صورت "تحکمی" و "ساختگی" پدید آورد بلکه باید زمینه ای فراهم کرد که فرد بتواند آنرا از درون احساس کند نه اینکه از بیرون اقتباس نماید اگر ما بتوانیم شیوه "اکتشافی" را در تربیت دینی جایگزین شیوه "اکتسابی" کنیم بسیاری از آفات تربیت دینی بر طرف خواهد شد و حسی مذهبی مبتنی بر ایمان درونی که سر شار از زایندگی، معنا یابی و لذت پایان ناپذیر است، ایجاد میگردد.
اما هر نوع اتخاذ روش نادرست و تبلیغاتی صوری و اشباع افراطی "حسی نیاز دینی" را در جوانان از بین خواهد برد و آنچه را که از دل آنها میجوشد و فوران میکند خاموش خواهد کرد. راه بیرون شدن از این بن بست تربیت دینی است که میکانیزم "خدا یابی" را جایگزین "خدا دهی کند" اتخاذ شیوه های عرفانی آموزش دینی و ایجاد زمینه های دین جویی بسیار حائز اهمیت است. باید در نظر داشت توجه به این ضرورت ها منجر به ایجاد انگیزه هایی درونی در مخاطبین گشته که با استفاده از این خود باوری و فطرت خدا جویی میتوان به تربیت مناسب دست یافت در آخر میخواهم چند پرسش را مطرح کنم.
* آیا آموزش دینی باید همراه با پرورش حسی دینی باشد؟
* معرفت دینی و حسی دینی با کدام زبان به دست میاید؟ قلب – عقل – حس ؟
* آیا هنر تعلیمات و تربیت دینی ایجاد شوق و کنجکاوی و حسی حقیقت جویی در مخاطبین است؟
* آیا برای پرورش حسی دینی میتوان به صرف آموزش ها و توصیه ها و تبلیغاتی سطحی و صوری اکتفا کرد؟
* آسیب هایی فهم و شعور و تربیت دینی از کجا ناشی میشود؟
* آیا منابع تربیت را در بیرون فرد جستجو میکنند؟
* آیا منشه تربیت دینی فرایند خود انگخته دارد؟
* آیا ایمان راستین را میتوان به صورت "تحکمی" و "ساختگی" پدید آورد؟
* آیا تربیت دینی با دانش دینی یکسان است؟
اینها همه سوالاتی استند که باید با آن جواب های منطقی و علمی باید داد.
پی نوشــــــــــــــت ها:
1. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 76 ، باب 59 ، حدیث 18.
2. سوره جمعه، آیه 2.
3. راهکار هایی اجرائی فرهنگ عفاف و حجاب، دیبرخانه شورای فرهنگ عمومی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگی و ارشاد اسلامی.
4. داکتر علی شریعت مداری، رسالت تربیت و علمی مراکز آموزشی، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاها.
5. مولوی مثنوی معنوی
6. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 95، ص 403.
7. استاد شهید مرتضی مطهری، مجموع آثار، ج 4.
8. همان
9. همان
سید قاســــــــــــــــــــــــــیم اخــــــــــضراتــــــــی – دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه بامیان
مــــــــــورخ 1388 11 4